X
تبلیغات
باغ خیال
منوی اصلی
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
درباره

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً إِنَّک أَنتَ الْوَهَّابُ

بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشنده بی عوض و منت.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
سوره قرآن

لحاف کهنۀ زال فلک شکافته شد

و پنبه کوچه و بازار شهر را پر کرد

و دشت اکنون سرد و غریب و خاموش است

آهای، لحاف پاره‌ی خود را به بام ما متکان

 

چه خنده دار است!!

شناسنامه ام را می گويم...

امروز نگاهش می كردم.صفحه وفاتش سفيد است!!

با وجودی كه من مدت هاست مرده ام...

.

.

.

اگر روزی سنگ قبری داشتم

روی آن بنویسید

او زمانی مُـــــــــرد که هنوز زنده بود...





لنگه های چوبی درب حیاطمان؛

گر چه کهنه اند و جیرجیر می کنند؛

ولی خوش به حالشان که لنگه ی هم اند






سردار شهید حاج ابراهیم همت:

"زمان بازرگان به ما برچسب چریک زدند،
زمان بنی صدر هم برچسب منافق،
الآن هم برچسب خشک مقدس و تحجر [ بخوانید بی سوادی ] ،
هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب بارانمان کردند،
حالا روزی ده برچسب دریافت می کنیم؛

 

 

امد تا جاودانه شود و در ذهن و دل تك تك ما جاي گيرد

 

او نه به دنبال شهرت است نه به دنبال جاه و مقام نه به دنبال مکنت ، او مردمی هست و به دنبال شادی دل مردم و در این راه از چیزی فروگذار نميكند

همیشه خندان است و آغوشش باز برای پیرمرد دردمند شهری و روستایی و پایش محکم و استوار بر احقاق حق شهروندانش و هم میهنانش.

دوستانش  برای او میگفتند  که ریشه ها می گویند ما تواناتر از آنیم که می پنداریدجمله ای که از سر اتفاق نبود. او ریشه در خاک داشت نه ریشه درآب و این را به خوبی اثبات کرد

خشمش به موقع و به جا اعمال می‏شود و هرگز برای‏ مسائل شخصی و وسیله تحقیر و ترساندن مردم نیست،بلکه فقط برای احیاء دین خدا و برداشتن مانع هدایت و اسايش مردم است.

سربلتد و موفق باشی 

 





آرزو بسیار ، ره دراز و فرصت کوتاه


امیر مومنان علی (ع):

کسانی که وقتشان پایان یافته مهلت می طلبند ،

ومهلت دارندگان کوتاهی می کنند!

کاملا بی ربط : نانوا هم جوش شیرین می زند. بیچاره فرهاد!





رتبه دوم سوانح جاده اي:

بر اساس آمار مرگبارترین کشورهای جهان به لحاظ سوانح جاده‌ای شامل نامیبیا، تایلند، ایران، سودان، سوازیلند، ونزوئلا، کنگو، مالاوی، جمهوری دومینیکن و عراق هستند

رتبه 202در شاد زيستن مردم:

در این آمار گیری معتبر که بين مردم ۲۲۰ کشور جهان تهیه شده است، ایران رتبه ۲۰۲ را به خود اختصاص داده است که در بین کشورهای آسیایی بعد از عراق و افغانستان غمگین‌ترین مردمان در قاره کهن به حساب می آیند.

 رتبه نودوچهارم توسعه انسانی:
بنا بر گزارش شاخص‌های توسعه انسانی در سال‌های 2007 و 2008 که اخیرا توسط برنامه توسعه سازمان ملل منتشر شده است، ایران در میان 177 کشور جهان، در جایگاه 94 قرار دارد.

رتبه سلامت  اداری و اقتصادی:

گزارش سالانه سازمان شفافیت بین‌الملل در مورد فساد اداری و اقتصادی در کشورهای مختلف در سال ٢٠١٣ که روز سه شنبه، ١٢ آذر (٣ دسامبر) منتشر شده است نشان می‌‏‌دهد که در میان ١٧٧ کشور مورد بررسی، افغانستان رده ١٧٤، تاحیکستان رده ١٥٤ و ایران رده ١٤٤ را در اختیار گرفته‌اند.

سهم سلامت ایران :

از بین 190 کشور دنیا رتبه 117 است

در زمینه IT:

پدر علم IT ایران گفت: از میان 70 كشور جهان ایران رتبه 69 را در زمینه IT به خود اختصاص داده است.

.

.

.

قدر عمر خود را بدانیم و با تلاش و کوشش در کسب علم و آگاهی با آراستگی به زیور تربیت دینی و اسلامی آینده درخشانی را برای ایران اسلامی رقم بزنیم . با محور قراردادن اسلام و ارزش‌های ‌اسلامی، تداوم، استمرار و آینده انقلاب را مبتنی بر حفظ و تحقق چهار رکن عدالت اجتماعی، استقلال، آزادی و معنویت اسلامی قرار دهيم. علاوه بر این، لازمة ترسیم بهتر آینده را نیم نگاهی به گذشته مي دانيم  و با توجه به تجربة تاریخی نهضت‌های‌ اسلامی، شناسایی چالش‌ها، آسیب‌ها و آفت‌های داخلی و خارجی پیش‌رو، تلاش در جهت رفع آنها را ضروری می‌دانيم.همچنین، تربیت انسان‌های مؤمن با رشد فکری و اخلاقی و معتقد به آرمان‌های انقلاب برای تحقق اندیشة حقیقی انقلاب‌اسلامی لازم است و در عین حال، ياداور ميشوم  که موارد یاد شده، تنها شرط لازم است نه شرط کافی.





 

من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار میدهم که

خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است.

از اسلام فقط با یک نیرو می توان پاسداری کرد و آن

علم است و آزادی به افکار مخالف و مواجهه ی صریح و روشن با آنها.

شهید مطهری

 

 نانوا هم جوش شیرین می زند. بیچاره فرهاد!

 





تهدید و تحقیر بزرگترین بلای جان فرزندان ما هستند و در اینده باعث ایجاد حس حقارت و وحشت در انها میشود...

همه دردها و رنجهای انسان متعلق به جامعه میباشد.انسان وقتی وارد جامعه میشود در طبقلت مختلف اجتماعی قرار میگیرد و این طبقه برای او ارزش و نمره میشود در صورتی که این طبقات مختلف اجتماعی برای رفع نیازهای طبیعی است.

اولین حسی که انسان در طبقات  احساس میکند حس رقابت است رقابت تلاش برای کسب علم نیست بلکه تلاش برای برتری جویی و ر قابت با دیگران است و رقابت هم در ما سه خصلت حرص و کبر وحسادت را ایجاد میکند

جامعه هر چه بیسواد تر باشد رقابت در ان بیشتر است و ما در رقابت دنبال پسند جامعه هستیم

انسان نباید در زندگی از خود طبیعی یا خود واقعی خود فاصله بگیرد اسیر تبلیغات و مصرف و تجمل شود

کاملا بی ربط : مسخره است! در کودکی از تکلیف می ترسیدیم و حالا از بلاتکلیفی





http://bayanbox.ir/id/6781074386443014351?view

يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او

گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي

جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي

خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم

گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم

سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل مي شوي اما نشد

سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت

روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي

مطمئن بودم به من سر مي زني
در حريم خانه ام در مي زني

حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بي قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم





iran election

باز هم روی دشمن کم شد. دقیقا همین موضوع، مهمترین پیام حماسه ی سیاسی دیروز مردم بود

روشنفکر کسی نیست که بلغور کننده ی حرفهای مارکس و امثال آن باشد که به درد هیچکس نخورده؛ در آفریقا و آسیا کسانی پیروز شدند که توانستند جامعه خودشان را بشناسند و را حل تازه ی بدهند وبر اساس نهاد فرهنگی و تاریخی و اجتماعی موجود در جامعه ی خودشان یک بنای تازه ای بیافرینند و می بینیم که موفق هم شدند.و امام بارزترین این شخصیت میباشد





هنگامی که انسان با یک قضیه برخورد می کند برای اویکی از حالات زیر اتفاق می افتد:

قبول یک طرف و عدم پذیرش طرف دیگر

پذیرش دو طرف به صورت مساوی

پذیرش دو طرف با ترجیح یک طرف بر طرف دیگر

 

-این ۴ حالت عبارتند از:

 

وهم و شک و ظن و یقین

وهم :احتمال ضعیف دادن درباره نفی یا اثبات چیزی را گویند.برخی از

عقاید ما موهون است و ما در زندگی روزمره هیچ توجهی به ان

نداریم.انسانهایی که با وهمیات زندگی میکنند طعم معرفت را هرگز

نمیچشند

وهم برای زندگی و اخرت قابل اعتماد و اطمینان نیست

اعتقاد با ایمان متفاوت است

 

اعتقادتصدیق ذهنی است مثلا ما تصدیق میکنیم که خدا وجود دارد و

قیامتی هست و ايمان عبارت است از علم و معرفت يقينى توأم با تسليم و

خضوع در برابر حق.

اعتقاد جایش در ذهن ماست و ایمان جایش در قلب ماست

اعتقاد یعنی تحکیم و تصدیق ولی ایمان یعنی اطمینان و اعتماد

اعتقاد ارامش انسان را به هم میزند  ولی ایمان به همه ارامش میدهد 

 

کاملا بی ربط : هرکس از این دنیا چیزی برداشت … و من از وی ” دست ” برداشتم!

 





tadbir

 تا دیروز کارهای احمدی نژاد گداپروری بود و دور از کرامت شهروندی. شیخ

حقوق دان آمد که کرامت را به شناسنامه ایرانی بازگرداند. متاسفم که

کرامت را باید در صف های طویل، زیر باران و برف و با فشار مضاعف تحویل

بگیریم.

 

کاملا بی ربط : دستم نقاشی بلد نیست اما دلم برایت پر می کشد!

 

 





عقاید عموم ملت ایران به مانند یک لباس بافتنی شبیه است که با

 کشیدن یک قسمت کوچک ان همه وا میرود.اکثر مردم هیچ دلیل و

 برهانی پشت سر عقاید و دین خود ندارند..

 

 

نص قران و برهان و سنت متواتر باید اساس دین ما باشد و عرف

 عقلا و عقل و خرد و علم باید سند راهبردی ما باشند.

 

دینی که امروز در دست ماست با اخباری گری قاطی شده و با برهان

 فاصله زیادی گرفته است

دین باید در دل و جان بشیند و اساسا نباید برای دین جنگید

 

کاملا بی ربط : کوک می کنم چشمان ام را برای آمدنت 

نمی آیی و من برای همیشه خواب خواهم ماند!





  

 

بگذار بسوزم! “دادم” که به آسمان نرسید. شاید “دودم” رسید!

 

 همه به فریادم می رسند … کاش کسی به سکوتم می رسید!

 

 





افسران - هرکی نمیتونه امام مارو ببینه کور بشه چشاش در آد...

امام خامنه ای:

چقدر خوب است كه در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن - قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى - اهتمام ورزیده بشود؛

 چقدر خوب است كه در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ 

 یك وقت هست كه سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یك كارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد.

 یك وقت هست كه شما در همین مطلبى كه [عزادار] تكرار میكند و حرفى كه [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یك مسئله‌‌ى روز، یك مسئله‌‌ى انقلابى، یك مسئله‌‌ى اسلامى، یك معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تكرار میكند، در ذهن او ملكه میشود؛ این خیلى باارزش است، كارى است كه هیچ‌‌كس دیگر غیر از شما نمیتواند این كار را بكند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست كه این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فكر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته كند.

لذا كار كار مهمّى است، كار بزرگى است و امیدواریم كه ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد كه بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این كار را پیش ببرید.





بنابر یه تعریف کلی جنس مذکر با قدرت بدنی و ذهن منطقی مشخص می شه و جنس مونث با زیبایی و احساسات . معنی این حرف این نیست که مرد زیبا نیست یا زن منطقی نیست . 

تعریف زیبایی و قدرت کاملا مغیره و می تونه به سادگی هر دو جنس رو با تفاوت ها و ویژگی های خاصشون شامل بشه .

منطق و احساس هم در هر دو جنس وجود داره ولی میزان کشش به سمت این دو متفاوته . زن معمولا بین عقل و احساسش به سمت احساسات کشش بیشتری داره و احساسش نسبت به یک مرد نمود بیشتری پیدا می کنه . در صورتی که مرد به طور معمول بیشتر به سمت عقل و منطق جذب می شه و منطقی بودن براش از احساساتی بودن راحت تره .

پس نمیتوان جنسی را به خاطر جنسیت ناقص خواند.اصل فلسفه افرینش زن و مرد خاصیت مکمل بودن انهاست و هر دو به تنهایی ناقص محسوب میشوند

اقا جان!![تصویر: heart.png]
بايد براي ديدن تو "مهزيار" شد ...

يعني گذشتن از همگان "محض يار" ها ...





عشق راستین ترین و متعالی ترین احساس و نیاز انسان است, اما معشوق ؟ دروغین است

دل هائی که عشق های بزرگ و پرشکوه می آفرینند کم نیست , اما روح هائی که معشوق باشند هیج نیست !؟ و این بسیار قابل تامل است که چرا عشق راست و معشوق دروغ است ?

هیچگاه دو جسم عاشق هم نمیشوند و این عشق در ذهن است که بوجود می اید

انسانی که عاشق میشود صفات پسندیده و ارمانی موجود در ذهن خود را به معشوقه خود نسبت میدهد و از او یک انسان خوب و متعالی و مورد پسند خود میسازد ولی بعد گذشت مدتی که معشوق صفات حقیقی خود را نشان میدهد و عاشق میبیند که ان صفاتی که برای معشوقه متصور شده در او موجود نمیباشد کم کم عشق جای خود را به اختلاف میدهد

بستر اصلی تمام عشقها غریزه جنسی میباشد و هیچ وقت عشق در دو جسم بوجود نمیاید

 

 

"" تشیع مصلحت "" نابود کننده ی "" تشیع حقیقت ""است .

همچنان که در تاریخ اسلام , "" اسلام حقیقت "" قربانی "" اسلام مصلحت "" شد.





راه قطع و يقين در اصول دين باز است و عقل و برهان هر كسي راه رسيدن او به حقيقت ميباشد.ما بايد از ۲ را ه استدلال عقلي و شواهد علمي قطع حاصل كنيم.

براي شناخت دين بايد ازعالمان ديني و سنن صالحه و رفتارهاي عقلا استفاده كرد.

توده مردم حقيقت برايشان معنايي ندارد چون به مسايل جاري زندگي خود مشغول هستندو فرصت زيادي ندارند انها هميشه در جهل مركب هستند و ميمانند و اسير دست كساني ميشوند كه حقيقت را ميدانند .

جاهل مركب قطع دارد ولي دليلي ندارد.اعتقادات ما عموما از والدين جامعه و مدرسه به ما رسيده است و چون همه اخبار ميباشد يا كذب است يا صدق كه نياز به پالايش دارد.بايد در اعتقادات نمادها را كم رنگ كنيم و از ظن و خيال و زعم و حسب دوري كنيم.ما براي رهايي از سختي و رهايي بايد به حقيقت قضايا برسيم.

حرف دیگران را گوش کردن در مسایل جاری و دینی  نبايد در ما به يک گزاره و باور تبديل شود اگر اينطور باشد تبديل به سو استفاده ميشود.

دفاع از عقاید بصورت بدون دلیل و  كوركورانه  انسان را به ضلالت ميكشاند و دستور خداست كه تقليد محض نكنيم ما نبايد با عقايد ديني خود هم هويت شويم.

کاملا بی ربط : مهربان ام! شرمنده که هیچ وقت خوبی هایت را به “اشتراک” نگذاشته ام و تا توانستم گلایه ها را “پست” کردم و غریبه ها “لایک” زدند!





"کفر متحرک" به اسلام می رسد ولی "اسلام راکد" به کفر می رسد!

"سلمان ها" در حالی که کافر بودند، حرکتشان آنها را به رسول رسانید ولی "زبیرها" در حالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر کشاند

http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/janbazan/zendegi-janbaz/nafas-haye-khaste/kamel/02.jpg


چه خوب و زیباست به دور از تمام هیاهوهای سیاسی بنشینی و از خدای شعر و مثال حضرت مولوی علیه الرحمه غزلی بخوانی

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور ازین بیخبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو






درزندگی عادی و روزمره باید عین مردم بود و با انها زندگی کرد ولی در زندگی فکری و اندیشه ما باید بدانیم که فرصت ما بسیار کم و اندک میباشد و ما باید تمام سعی و تلاشمان را برای الایش عقاید خود از انحرافات انجام دهیم.

اگر مطلبی طی پنج سال به ذهن ما وارد شود پنجاه سال طول میکشد تا از ذهن ما بیرون رود.چون نفوذ دین در انسان زیاد است و تلقین هم میشود پس از بین بردن تلقین ها خیلی کار مشکل و سختی است.

ادمی با دین پیوند خورده است و این پیوند غیر قابل جدایی میباشد.دین در ما ریشه فطری دارد و پیامبران برای الایش و پاک نگه داشتن فطرت ما از پلیدیها و زشتیها تلاش کردند

کاملا بی ربط : مگر می شود زندگی ما را به هم ریخته آفریده باشد، خدای دانه های انار





خداوند مقام صاحبان علم و انسانهای مومن را ترفیع میبخشد.یکی از بهترین راههای رسیدن به زندگی سالم و صحیح پیروی از عرف عقلا میباشد

به نظر من عرف عقلا جهانی میباشدو مسلمان و غیر مسلمان نمیشناسد.به نظر علامه عرف ان چیزی است که عقلای جامعه تعریف کنند و از سنتهای زیبا و جمیل است به خلاف انچه جامعه انرا مکروح و قبیح میداند.

ما به سنن صالحه یا رفتارهایی که عقلای جامعه در پیش میگیرند سیره عقلا میگوییم

وجدان و برهان راههای رسیدن به حقیقت هستند و قران هم هر دو را تایید کرده است